محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

90

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

در پايتختهاى اندلس بگردد و با رؤساى طوايف ديدار كند و آنان را به اتحاد فراخواند تا چون تن واحد به دفع دشمن پردازند . ابو الوليد اين سفر آغاز كرد و يك‌يك رؤسا را ديدار نمود ، ولى از وعظ و اندرز خود طرفى نبست . « 14 » المتوكل در ميان دوستان و همكاران خود از مسلمانان ، كس را كه به يارىاش برخيزد نيافت . همه از آنچه بر سر طليطله آمده بود بيمناك شده بودند . پادشاه قشتاله از سال 1080 م / 473 ه به شهر قوريه و قلاع آن مستولى شده بود . قوريه از بلاد مرزى مملكت بطليوس بود و به منزلهء دژ آن بر ساحل رود تاجه . با تصرف قوريه راه پيشرفت او در اراضى بطليوس باز شده بود . المعتمد بن عباد نيز مورد چنين تهديدهايى واقع شده بود و او نيز چون المتوكل عمر بن محمد پاسخهاى سخت داده بود . اوضاع بسرعت دگرگون مىشد و امراى طوايف چشم به راه خطر بودند . عاقبت كار به آنجا كشيد كه نقطهء تحول در حيات سياسى اندلس پديد آمد و آن حادثهء مهم تاريخى روى نمود ، يعنى فراخواندن مرابطون به اندلس . المتوكل عمر در كنار دوست خود المعتمد بن عباد قرار داشت و هردو هدف تجاوز پادشاه قشتاله بودند . المتوكل و المعتمد هردو از پيشقدمان دعوت امير المسلمين يوسف ابن تاشفين امير مرابطون به اندلس بودند و هردو به او نامه نوشتند و از او يارى خواستند . ظاهرا چنان كه از روايت صاحب الحلل الموشيه برمىآيد المتوكل پيش از سقوط طليطله از او يارى خواسته بود . قضا را نامه‌اى مؤثر و در عين بلاغت كه اين امير عالم به امير المسلمين نوشته و در آن اوضاع رقت‌آور اندلس را شرح داده و از تفرق و انحلال در آن ناحيه سخن گفته و از او براى جهاد مدد طلبيده ، در دست است . « 15 » المتوكل نيز مانند المعتمد بن عباد از امير المسلمين پاسخى دريافت داشت حاكى از اينكه به زودى از آب خواهد گذشت و به يارىاش خواهد شتافت . اكنون شرح اخبار المتوكل و مملكت بطليوس را در اينجا رها مىكنيم ؛ زيرا آنچه از اين پس در آن سرزمين واقع مىشود در جريان كلى حوادثى كه بر اندلس و ملوك الطوايف مىگذرد مندمج است و در جاى خود به تفصيل خواهد آمد .

--> ( 14 ) . ابن الابار : الحلة السيراء ( نسخهء خطى ) ، برگ 85 الف . ( 15 ) . متن نامه در الحليل الموشيه ، ص 20 آمده است .